قصه تحصیل من در سازمان مدیریت صنعتی

تقدیم به اساتید و دوستان بهتر از جانم  

 

قصه تحصیل من در سازمان مدیریت صنعتی

تقدیم به اساتید و دوستان بهتر از جانم

 

 

ای خردمند عاقل و دانا

قصه عاشقی تو بر خوانا

پسری بود لاغر و خرد

دانش اندوز و علم جویانا

رفت با شور و شوق آموزش

بهر دوره به سازمانا

یافت در سازمان اساتیدی

پیر و فرزانه و سخندانا

از میان آن همه پیری

خرمی در میان خاصانا

آن یکی مرشدی جهان دیده    (استاد داداش زاده )

چون حبیبی به سان مهمانا

آن یکی ناجی و حامی و یار

همه صدق است وعشق و ایمانا

آن یکی اعتماد آفرین و علم آرا

هوشمند و علیم و فطانا

آن یکی دادگر قاضی مسائل دان

همه در حق او دعا خوانا

آن یکی مخلصی ادب آموز

هر زمان بهر ما جوانانا

در میان کلاس درسش بود  

یاورانی به علم عطشانا

همه یک رنگ و یکدل و بیدل  

می شود جان فدا و قربانا

بهر دیدارهفتگی جمله

مثل تیر از کمان گریزانا

جز فرشته سرشتگان او را

کس نمی کرد شاد و خندانا

وصف یاران همیشه ذکرش بود

همچو عارف به لب  دعاخوانا :

آن یکی پیر و شاعر و دانا

حمزه ای نام در کلاسانا

آن یکی ساکت و نجیب و فکور

نامش همچون مرامش  آقانا

آن یکی حاجی و وکیل و دقیق

فقه و ایمان به هم بچسبانا   (فقیه ایمانی )

آن یکی شمس دوره اول

حیدری ، روضه خوان حسابدانا

آن یکی حارس و پهلوان و غیور

خلق خشنود از این رفیقانا

آن یکی دختریست پر شر و شور

ساروی ،ذابح و ذبیحانا

آن یکی مادری مهربان و صبور

صفدری شهره شد به دورانا

آن یکی دختریست فرز و جسور

مریمی از برای ایرانا   (مریم گائینی )

آن یکی همسری گزیده و پاک

که ندایش نهند نامانا  (ندا عاشوری )

آن یکی دختریست ساعی و چست

وصف کیهان همیشه یکسانا

آن یکی همدلی رضا داده

مرد یکتای  گوی  میدانا ( رضا مکی نژاد )

آن یکی مخلص و صاف و رفیق

احمدی  همچو شیر غرانا

آن رفیق دگر نمونه صدق

هرکمالی در او فراوانا

آن یکی جلوه عطا و سخا

در پی هر لطیفه  خندانا   (عطایی )

آن یکی همرهی ست پاک و صدیق

نظری گر کنی به وجدانا

شد زخیل زنان دانشجو

قصه از ابتدا به پایانا (خانم محمدیان )

کربلایی نمی رود از یاد

که عزیز است برای خلقانا

نرم نرمک زمانه پندم داد

کای حسام ای کمین سخندانا

کانچه از خامه سوی نامه دوید

می شود داستان به دورانا  

این حدیث از برای آن گفتم

تا کنم عشق خویش اعلانا

این همه گفتم و نوشتم من

با سلام و درود و احسانا

گر غلط خواندم و نوشتم من

عفو کن بر من این گناهانا