داستان روایت کارگری ساده است که گرفتار مسئله ای پیرامون همسرش می گردد. او که به دلیل موقعیت کاری از خانواده جداست توسط همسایه خود متوجه می شود که همسرش خانه را رها کرده است . بخشی از فیلم در التهاب و جستجوی همسر سپری می شود . حتی او به اشتباه زنی را از پزشک قانونی تحویل گرفته و به خاک می سپارد . اما قصاب محل با دیدن همسر فروتن در مشهد فیلم را وارد مرحله ای تازه می کند . زن سرانجام بر می گردد. فروتن 3 راه در برابر او قرار می دهد . طلاق ، زندان و نهایتا کشتن او . اما نهایتا راه دیگری را در انتخاب می کند . زندگی با همسرش . این فیلم روایتگر قضاوتهاست . و بیشتر روایتگر قضاوتهای دیگران که زندگی ما را به پیش می برند . قضاوتهایی که ماهیت آن کنجکاوی و حسادت و اما زندگی ما تحت تاثیر قرار داده و حتی آن را هدایت می کند حتی گاهی کار را تا جایی پیش می برند که با اتهام حس کنجکاوی خود را ارضا می کنند . همسر فروتن که از ناراحتی اعصاب رنج می برد برای یافتن دعا نویس روانه مشهد می شود اما اتفاقا با استاد دانشگاه و مادرش آشنا می شود و تحت تاثیر فضای زندگی آنها به آرامش دست می یابد . اما نه ما و نه تمام شخصیتها در قضاوتهایمان اجازه ندادیم که گزینه های دیگری برای اندیشدن به رفتار همسر فروتن در ذهنمان باقی بماند . زن در این جامعه چقدر آسیب پذیر است چه در ذهنها و چه در رفتارها . فروتن بر اساس قضاوت دیگران و خود پیش آمد اما نهایتا بخاطر باور عشق و همسرش زندگی با او را انتخاب کرد . زندگی در جایی که همسرش در آن احساس آرامش می کرد . فیلم پر بود از لحظاتی که ما در معرض قضاوت قرار می داد . قضاوتها شخصیتها ، قهرمان داستان و نهایتا خود ما . همزاد پنداری ما با شخصیت داستان هم در خور توجه است . همزاد پنداری در مورد مسله ای بسیار خطرناک که جرات مواجه بسیاری از ما در واقعیت در برابر آن دور از ذهن است .

1-   قضاوت از جمله مسائلی است که امنیت خانواده و جامعه را با خطر مواجه می کند .این فیلم راوی قضاوتی بود که بیشتر مواقع از آن غافلیم .قضاوت دیگران که گاهی پیشران زندگی ما می شود و قضاوتهای ما و رفتارمان را تحت تاثیر قرار می دهد .

2-   این باور به عشق و فرد و رابطه است که می توان ما را در برابر قضاوتها که ریشه هایی جز کنجکاوی و حسادت و ...ندارند مصون بدارد .

3-   اجازه ندهم قضاوت وپیش داوری دیگران و خودم فرصتهای زندگی آرام و رابطه ارزشمندم را تحت تاثیر قرار داده و حتی آن را هدایت کند .

4-   گاهی برای داشتن لحظه خوب باید فرار کرد گاهی باید تغییر فضا داد و ...داشتن حال خوب حق ماست و باید فرصت و شجاعت آن را داشته باشیم که به آن دست پیدا کنیم .

5-   گاهی نمی توان در برابر قضاوتها مقاومت کرد اما می توان به آنها تن نداد .

6-   بسیاری اوقات نه تنها افراد را باور نمی کنیم حتی وقتی توضیح هم می دهند حاضر نیستیم قبول کنیم .

7-   مرد به آهستگی مرد می شود .