امیدوار یا نا امید کاری کن !

امید این واژه فراموش شده نسل امروز  . وقتی صحبت از امید به میان می رود معانی و مفاهیم بسیاری در کنار آن مطرح می شوند . انسان همیشه میان حسرت و امید در نوسان و حرکت بوده است . حسرت نظر به گذشته دارد و امید نظر به فردا . حسرت از جنس خاطره است و امید از جنس آرزوها . در متون ادبی و فلسفی حسرت ر ا اسطوره می نامند و امید را اتوپیا (آرمان شهر ). ادیان هم بر مبنای امید به 2 دسته قابل تقسیم اند . ادیان ابراهیمی که مروج امید اند و ادیان آسیای شرقی چون بودیسم که  ناامیدی را ترویج و باور دارند .

حسرت، ازل از دست رفته است .بر همین مبنا  بودیسم پیروانش را به بازگشت به خود و اصل فراموش شده فرا می خواند . امید تلاش برای بازیافتن ابدیت انسان است که در تعالیم ادیان ابراهیمی بدان بر خوریم .

سوسن خانم شریعتی در آخرین مصاحبه خود به امر امید پرداخته و با مرور تاریخ فلسفه غرب مدعی است که همیشه این امیدواران نیستند که خالق دنیای آینده اند بلکه ناامیدان نیز در این ساخت و ساز جهان نقش دارند . وی با بیان تحولات فلسفی غرب تشریح می کند که تا قبل از رنسانس که به دوران هزاره معروف  است تلاش انسانها برای دست یافتن به زمانی بهتر برای زندگی بوده است . یعنی امید به آینده و زمانی که بهتر از امروز است . اما از زمان رنسانس که به نوعی از انسان اعاده حیثیت شد مفهوم جای بهتر جایگزین زمان بهتر شد و اتوپیاهای بسیاری در آثار فلاسفه و ادبیان شکل گرفتند . اما انسان امیدوار پس از این دو که به همه بحرانهای پس از آن ختم شد در ورطه ناامیدی غلتید . اما این در غلتیدن در ناامیدی ثمره ای دیگر برای او داشت . او به جای امیدواری به زمان و مکان بهتر دست به کار شد و اقدام کرد. از این دوران به عنوان دوران پولتیک یاد می کنند . در واقع این ناامیدی بود که عمل را رقم زد .

دکتر نکته جالبی گفت . امیدواری که نداند چه می خواهد دست روی دست می گذارد . پس انفعال مخصوص ناامیدان نیست  . برای روشن شدن تفاوت آنها به جملات آشنای امروز نظر می کنم ". من می توانم "صحبت از اراده دارد نه امید . "شاید بشود" امیدواری است و "کاش بشود "اتوپیایی بیش نیست . پس به عنوان یک انسان مدرن بر ماست که نه از امیدواری رو دست بخوریم نه با ناامیدی در انفعال گرفتار شویم .

فیلسوفی گفته است : اگر با تبسم و متانت و مرادنگی با تیره بختی و پیروزی مواجه شویم امید خلق می شود . فراموش نکنیم انسانهایی که خود را باخته اند و دست به خودکشی زده اند نه از مشکلات بزرگ بوده بلکه از ناامیدی بر فائق آمدن بر آنها بوده است . براستی هیچ چیز بزرگتر از اراده انسان نیست .

برماست که از بند زمان و مکان بهتر برهیم و اراده پیشه کنیم . در خماری امیدواری بدون هدف و توانمندی گرفتار نشویم و ناامیدانه به ورطه انفعال درنغلتیم . گاهی آنجایی که فکرش را می کنیم اتوپیای ما نیست آنجا فقط اینجا نیست و این دو با هم تفاوت عمیق دارند .

ناامیدی و امیدواری هیچ کدام دلیل انفعال و روزمرگی نیست . این هدف و اراده است که می تواند زندگی انسانی را به ما ببخشد . امیددارم حرکت به سوی نیکبختی و سعادت سهم تمامی انسانهای نیک باشد .