آه از این مردمان قیل و قال پرست

آه از این دوستان مال پرست

 

 

آه از این ماندن و ماندن و ماندن

آه از این رفتن و رفتن و رفتن

 

 

آه از این مرگ پرواز و ناز

آه از این مرگ سوز و گداز

 

 

آه از این بند زنجیر پا

آه از این حبس صوت ندا

 

 

آه از این بی هدف پر شدن

آه از این بی عمل سر شدن

 

 

آه از این رنگ و نیرنگ وجنگ

آه از این راه پر سنگ ، پای لنگ

 

 

آه از این شهوت و خشم و آز

آه از این شهرت و سود و نیاز

 

 

آه از این عمر سوزی ناگزیر

آه از این صبر بنمانده زیر

 

آه از این دل که عاشق نشد

آه از این یار که صادق نشد

 

آه از این رب نمی خواهدش

آه از این لب نمی خواندش

 

آه از این تن همی سوده شد

آه از این جان که آشفته شد

 

 

آه از این رنج بی درد ، زندگی

آه از این سر سپرده ، بندگی

 

 

آه از این دم که خاطر پریشان کنی

آه از این از دم که خوبان پشیمان کنی

 

خود سروده ای از کنار دریا